من شبم تو ماه من بر آسمان بی من مرو
خوش خرامان می روی ای جان جان بی من مرو ای حیات دوستان در بوستان بی من مرو ای فلک بی من مگرد و ای قمر بی من متاب ای زمین بی من مروی و ای زمان بی من ...
خوش خرامان می روی ای جان جان بی من مرو ای حیات دوستان در بوستان بی من مرو ای فلک بی من مگرد و ای قمر بی من متاب ای زمین بی من مروی و ای زمان بی من ...
در من بدمی من زنده شوم یک جان چه بود، صد جان منی - مولانا وبلاگ اشعار شعرای نامی،منتخب اشعار و غزلیات - kimiya
عذابیست این جهان بی تو، مبادا یک زمان بی تو به جان تو که جان بی تو، شکنجه ست و بلا بر ما - مولانا
آمدهام که سر نهم عشق تو را به سر برم ور تو بگوییم که نی نی شکنم شکر برم آمدهام چو عقل و جان از همه دیدهها نهان تا سوی جان و دیدگان مشعله نظر برم ...
من آزمودم مدتی بیتو ندارم لذتی کی عمر را لذت بود بیملح بیپایان تو رفتم سفر بازآمدم ز آخر به آغاز آمدم در خواب دید این پیل جان صحرای هندستان تو ...
مائیم که از بادهٔ بیجام خوشیم هر صبح منوریم و هر شام خوشیم گویند سرانجام ندارید شما مائیم که بیهیچ سرانجام خوشیم - مولانا وبلاگ اشعار شعرای نا...
بنمای رخ که باغ و گلستانم آرزوست بگشای لب که قند فراوانم آرزوست ای آفتاب حسن برون آ دمی ز ابر کان چهره مشعشع تابانم آرزوست بشنیدم از هوای تو آواز طب...
اوست نشسته در نظر، من به کجا نظر کنم اوست گرفته شهر دل، من به کجا سفر کنم -مولانا