بالاخره خواهد آمد
بالاخره خواهد آمد، آن شب هایی که تا صبح در کنار تو بیدار بمانم، سرت را روی سینه ام بگذارم و به تو بگویم که در کنارت چقدر خوشبخت هستم... احمد شاملو وبلاگ اشعار شعرای...
بالاخره خواهد آمد، آن شب هایی که تا صبح در کنار تو بیدار بمانم، سرت را روی سینه ام بگذارم و به تو بگویم که در کنارت چقدر خوشبخت هستم... احمد شاملو وبلاگ اشعار شعرای...
همه لرزش دست و دلم از آن بود که عشق پناهی گردد پروازی نه گریزگاهی گردد آی عشق! آی عشق! چهره آبی ات پیدا نیست و خنکای مرهمی بر شعله زخمی نه شور شعله بر سرمای درون آی...
تو کجایی؟ در گستره ی بی مرز این جهان تو کجایی؟ من در دوردست ترین جای جهان ایستاده ام: کنار تو. تو کجایی؟ در گستره ی ناپاک این جهان تو کجایی؟ من در پاک ترین مقام جها...
روزی ما دوباره كبوترهایمان را پیدا خواهیم كردو مهربانی دست زیبایی را خواهد گرفتروزی كه كمترین سرودبوسه استو هر انسانبرای هر انسانبرادری ستروزی كه دیگر درهای خانه...