باز آیینه خورشید از آن اوج بلند…
باز آیینه خورشید از آن اوج بلندراست بر سنگ غروب آمد و آهسته شکستشب رسید از ره و آن آینه خرد شدهشد پراکنده و در دامن افلاک نشستتشنه ام امشب، اگر باز خیال لب توخواب ن...
باز آیینه خورشید از آن اوج بلندراست بر سنگ غروب آمد و آهسته شکستشب رسید از ره و آن آینه خرد شدهشد پراکنده و در دامن افلاک نشستتشنه ام امشب، اگر باز خیال لب توخواب ن...
ارتقاء سریع سایت در گوگل با ❌بک لینک قوی❌
مشاهده